مورد عجیب مقتدی صدر
اگر چه او بازیگر اصلی این ساختار است، اما ترجیح میدهد که هم جزو دولت باشد و هم رهبر اپوزیسیون. فضای ملتهب عراق و همچنین بیانیههای آتشین او خطاب به «انقلابیون» موجب شده که بسیاری از جوانان عراق، مقتدی صدر را مدافع حقوق مردم در ساختار سیاسی ببینند نه همدست مفسدان. با این حال، این موقعیت صدر ممکن است دیر یا زود تغییر کند. فعلا صدر دنبال سرنگونی دولت عبدالمهدی است، اما چنانچه معترضان، براندازی دولت عبدالمهدی را کافی ندانند و اعتراضات خود را ادامه دهند، در آن حالت، صدر بر سر دو راهی همراهی با مردم یا دفاع از کل ساختار سیاسی قرار خواهد گرفت.
تظاهرات عراق، به شکلی خشونتآمیزتر از گذشته، از سر گرفته شد و مقتدی صدر این بار در کسوت یک رهبر انقلابی ظاهر شد. وی ابتدا خواستار استعفای کل دولت عبدالمهدی شد. اما طبق برخی گزارشها، نماینده او در جلسه خصوصی با سایر محافل قدرت، با استعفای عبدالمهدی مخالفت کرد. ظاهرا صدر ابتدا برای کنار زدن دولت عبدالمهدی مصمم نبود. ولی با استمرار تظاهرات، صدر قاطعانه از تغییر عبدالمهدی و دولتاش حمایت کرد. وقتی معلوم شد که اصلاحات پیشنهادی عبدالمهدی خشم معترضان را آرام نکرده، صدر از او خواست انتخابات زودهنگام با نظارت بین المللی برگزار کند. اما عبدالمهدی که ظاهرا نگران خروج آبرومندانه خود از قدرت بود، سازوکار دیگری برای تغییر دولت پیشنهاد کرد. نخست وزیر از صدر خواست که با هادی عامری، رئیس ائتلاف انتخاباتی «الفتح» بر سر سلب رأی اعتماد از دولت به توافق برسد.
صدر نیز چنین کرد و از عامری خواست برای سلب رأی اعتماد از دولت همکاری کند. عامری هم –ظاهرا با اکراه- با این درخواست موافقت کرد. حرف و حدیثها درباره تغییر دولت عبدالمهدی هنوز در جریان است. اما مشکل این است که میان گروههای سیاسی، خصوصا احزاب سیاسی شیعی، در این زمینه اجماع وجود ندارد. چهرهها و احزاب شیعی دچار شکاف شده و در موقعیت سختی گرفتار شدهاند. آنها از یک طرف با خشم استانهای شیعهنشین مواجه شده و نمیتوانند خود را مقابل مردمشان نشان دهند و از طرف دیگر، میان احزاب شیعی برای کسب امتیازات بیشتر یا تضعیف سایر رقبای شیعی، رقابت سختی درگرفته است.

مشارکت در نظام سیاسی عراق که بعد از سال ۲۰۰۳ تاسیس شد، برای سیاستمداران عراقی، مزایا و مخاطراتی دارد. نقشآفرینی در این نظام، مزایای اقتصادی و سیاسی فراوانی دارد. اما در عین حال، مشارکت در آن، ریسک منفور شدن در نزد افکار عمومی را به همراه دارد. چرا که با وجود گذشت بیش از ۱۶ سال از تاسیس نظام جدید، عراقیها به رغم ثروتهای عظیم کشورشان، در فقر و بدبختی به سر میبرند. بسیاری از جوانان پس از فارغ التحصیلی نمیتوانند شغل مناسبی پیدا کنند. شهرها و روستاهای عراق فاقد خدمات عمومی هستند. معترضان عراقی، علیه کل ساختار سیاسی شعار میدهند نه یک شخص یا جریان خاص. مقتدی صدر با درک این شرایط، سعی میکند پل میان مردم و حکومت باشد و در واقع، مطالبات مردم را در طبقه حاکم نمایندگی کند.