اینجا «بهشت کودکان» فراموششده است
به گزارش بزمه به نقل از گروه آسیبهای اجتماعی خبرگزاری فارس؛ صدای گریههای نوزادان در فضای شیرخوارگاه میپیچد، اما بلافاصله با لالایی آرامشبخشی از سوی پرستاران هر بخش که آنها را «مادریار» مینامند جای خود را به سکوت میدهد. به رسم گذشته تصمیم گرفتم این بار به سراغ شیرخوارگاه آمنه بروم، وارد شیرخوارگاه شدم، جایی که هر گوشه آن قصه ای دارد؛ قصههایی از امید، تلاش و از خودگذشتگی که فضای آنجا را کمی بوی ملایم ضدعفونی کنندهها و عطر بچگانه پر کرده بود.ساختمان شیرخوارگاه قدیمی اما تمیز و مرتب است. دیوارههای سالن اصلی نونوار شده و سعی دارند فضایی شاد و دلپذیر برای نوزادان ایجاد کنند. نور خورشید هم از پنجرههای بزرگ به داخل میتابد و اتاقها را روشن میکند.بخش نگهداری، با تختهای چوبی و کوچک و گهوارههایی چیده شده در کنار هم، اولین چیزی است که به چشم میخورد. روی هر تخت، یک عروسک یا اسباببازی کوچک قرار دارد و آن طرف تر در گوشهای از اتاق گهوارههای برقی به چشم می خورد که کودکان بازیگوش را میهمان خود کرده است و و گاه و بیگاه صدای گریه و خندههای هر یک از آن کودکان فضای آن اتاق نسبتا بزرگ را پر می کند.
کمی دورتر، کودکی دیگر نگاه من را به خود جلب میکند، چندماهی است که پا به این دنیا نهاده بود و بیمار پروانهای بود، زخمها بر گونه و گوشههای لب او پدیدار بود و آثار این زخمها را میتوانستی بر روی دست های این فرشته کوچک ببینی، چشمانش خیس خیس بود، اشک در چشمانش جاری بود و معلوم بود زخمها دردهایش را دوچندان کرده و طاقتش طاق شده است. تحمل دیدن چنین صحنههایی بس ناراحت کننده است، بعض گلویم را می فشارد اما چه میتوان کرد، سالها باید با چنین رنجی دست و پنجه نرم کند؛ تنها در آن لحظه دعا کردم تا این فرزندخوانده کوچک به میان خانوادهای برود که بتواند آلارم دردهای او باشد. با چشمهایم با آن کودک پروانهای خداحافظی کردم، برایش دعای خیر کردم اما اشکهایش تمامی نداشت و چشمانش همچنان مرا تعقیب میکرد اما بالاجبار باید از قصه این کودک فاصله میگرفتم اما صفحهای در دل برای قصه زندگی او باز کردم.نیازها و چالشهاکمبود بودجه، یکی از بزرگترین چالشهای شیرخوارگاهها است. اعتبارات دولتی حد و حدودی دارد و به همین خاطر همیشه خیرینی هستند که پا به پای چنین مراکزی میآیند، نمی گذارند دردها کمی بیشتر شود و مرهمی بر آنها خواهند بود. در این بین پرستاری از مردم نیکوکار و سازمانهای خیریه میخواهد که به مراکز این چنینی کمک کنند.علاوه بر مشکلات مالی، کمبود نیروی انسانی نیز یکی دیگر از چالشهای شیرخوارگاههاست، پرستاران همچون دستیاران پزشکی از شیفتهای پی درپی و طاقت فرسا نگرانند، شبانه روز دستهایشان گهوارهای برای کودکان است و نمیخواهند شیفتهای پیدرپی خللی در کارشان ایجاد کند، از این رو است که میخواهند کمی از ساعات کاریشان کم شود.
بازدید از این شیرخوارگاه، تجربهای تکاندهنده است. دیدن کودکانی معصوم که به دلیل شرایط ناگوار، از داشتن خانواده محروم شدهاند، قلب هر انسانی را به درد میآورد. اما دیدن تلاش و از خودگذشتگی پرستاران، امید را در دلم زنده میکند.این گزارش، دعوتی است برای تمام مردم نیکوکار تا به این کودکان و شیرخوارگاهها توجه بیشتری نشان دهند. این کودکان، قربانیانی بیگناه هستند و حق دارند تا زندگی بهتری داشته باشند.پایان پیام/#شیرخوارگاه_آمنه #مادریاران #کودک_پروانهای #پرستاران #فرزند_خوانده
تهیه و تنظیم: ولی اله نصیری قوشه بلاغ، خبرنگار